(بزرگی، 1384)
استوارت و سالمون (1997)، مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند: شیوه ای از مدیریت که طبق آن سازمانها فعالیتهایی را انجام می دهند که اثر مثبتی بر جامعه و ترفیع کالاهای عمومی داشته باشد .در واقع نگرش استوارت و سالمون بر این مبنا بود که خواهان حذف آثار منفی سازمان بر جامعه هستند و سعی بر آن داشتند بتوانند تغییر نگرش و رفتار مصرف کنندگان را در پی داشته باشند. می گویند: شرکتهای هندی مسئولیت اجتماعی را جهت همکاری برای انسجام ملی،حفظ ثروت و ارزش اجتماعی برای ائتلاف و سرمایه گذاریهای استراتژیک جهت پیوند نیروی انسانی با منافع تجاری و شناخت متناسب و معنی دار آن بعنوان ابزاری برای تقویت و ارتقاء بلند مدت ارزش سهامداران می دانند. این شرکتها در این زمینه بر رفتارهای اخلاقی تجارت،شفافیت در امور اجرایی و عملیاتی ودر پایبندی به قانون تاکید می نمایند (بالارپور، 2002)
نظرات مختلف در مورد مسئولیت اجتماعی را با توجه به نقش مناسب کسب و کار در جامعه می توان نشان داد. در یک طرف کسانی هستند که معتقدند کسب و کار تنها مسئولیت اقتصادی دارد، در میانه کسانی هستند که از مدیران می خواهند نسبت به اثرات اجتماعی بویژه در مورد زیانهای بالقوه آنها حساس باشند و در طرف دیگر کسانی که می خواهند نقش شرکتها را بطور فعال در برطرف کردن مشکلات جامعه مشاهده کنند (امیدوار، 1384، 175)
گریفن و بارنی مسئولیت اجتماعی را چنین تعریف می کنند؛ “مسئولیت اجتماعی، مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان بایستی در جهت حفظ و مراقبت و کمک به جامعه ای که در آن فعالیت می کند، انجام دهد”. (بزرگی، 1384)
در متون مدیریت استراتژیک، مسئولیت های اجتماعی به گونه عام و اصول اخلاقی به گونه خاص به بخش جدایی ناپذیر از مباحث تدوین و اجرای استراتژی تبدیل شده است. صاحبنظران مسئولیت اجتماعی در دو دسته مخالفان و موافقان قرار می گیرند. برخی از طرفداران اقتصاد بازار، مانند میلتون فریدمن با مسئولیت اجتماعی مخالف بوده، آن را با مکانیسم های اقتصاد آزاد در تضاد می دانند. فریدمن کاهش قیمت محصول برای کاهش تورم، استخدام برای مبارزه با بیکاری و هزینه کردن برای کاهش آلودگی محیط زیست را هدردادن پول و سرمایه سهامداران می داند. او از مسئولیت اجتماعی به عنوان یک دکتر اساساً ویرانگر نام می برد. فریدمن تنها مسئولیت اجتماعی شرکت تجاری را استفاده از منابع جامعه و مشارکت در فعالیتهایی که برای افزایش سود با رعایت قواعد بازی (بدون نیرنگ و فریب) طراحی شده اند، می داند. در مقابل کارل که از طرفداران مسئولیت اجتماعی است، براین باور است که مدیران یک سازمان تجاری، چهار مسئولیت اقتصادی، حقوقی، اخلاقی وفداکاری کردن دارند. و بر این باور است که مسئولیت اخلاقی و فداکاری امروز ممکن است در آینده به ترتیب به مسئولیتهای حقوقی و اخلاقـی تبدیل شوند. هم فریدمن و هم کارل مـدعی اند که با توجه به اثر مسئولیتهای اجتماعی بر سود شرکت، نظریه خود را ساخته و مطرح کرده اند. فریدمن می گوید: اقدامات از نظر اجتماعی مسئولانه، به کارایی شرکت آسیب می رساند.
کارل باور دارد که بی توجهی به مسئولیتهای اجتماعی موجب افزایش دخالت دولت و درنتیجه کاهش کارایی می شود. اگر شرکت داوطلبانه به برخی مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی خود عمل کند، می تواند به سود مورد نظر خود دست یابد (هانگر و ویلن،????، ??)
تئوری های مطرح در مورد مسئوولیت اجتماعی شرکتها عبارتند از:
* تئوری مشروعیت
* تئوری گروه های ذی نفع
* تئوری اقتصادی سیاسی

که همگی بیان گر این مطلب هستند که مدیران به دلایل مختلفی؛ هم چون کسب و مشروعیت سازمانی یا فشار گروه های ذی نفع، مایل به افشای اطلاعات اجتماعی سازمان هستند، ولی در تئوری اقتصادی سیاسی، اعتقاد بر لزوم تدوین قوانین و استانداردهایی در این زمینه است. در تئوری گروه های ذی نفع هم شاخه ی اخلاقی و هم شاخه ی مدیریتی وجود دارد. شاخه ی اخلاقی به این موضوع می پردازد که سازمان ها چگونه باید با گروه های ذی نفع خود رفتار کنند. این دیدگاه بر مسئوولیت های سازمان ها تاکید دارد.در مقابل شاخه ی مدیریتی تئوری گروه های ذی نفع بر نیاز به مدیریت گروه های ذی نفع خاص تاکید دارد (فروغی و همکاران، 1387، 29-102)
همان طوری که از محتوای این تئوری (ذی نفعان) استنباط می شود، از آن جایی که توجه به مسئوولیت پذیری شرکت می تواند دید بهتری در ذی نفعان نسبت به مدیران شرکت ایجاد نماید، بنابراین انتظار می رود که مدیران شرکت هایی که بیش تر به رفتارهای مدیریت سود می پردازند، از مسئولیت پذیری اجتماعی بالایی برخوردار باشند و بلعکس.
جدول 2-1 دیدگاههای مسئولیت اجتماعی (منبع: لانتوس، 2001)
نویسنده
دیدگاه
چگونگی نقش کسب و کار در جامعه
آلبرت کار78
دیدگاه سوددهی خالص مسئولیت اجتماعی – اقتصادی
کسب و کار از استانداردهای اخلاقی پایینی نسبت به جامعه برخوردار است و هیچ مسئولیت اجتماعی جز پیروی از قانون ندارد
میلتون فریدمن79
دیدگاه سوددهی معین مسئولیت اجتماعی – اقتصادی
کسب و کار باید دارایی سهامدار را به حداکثر برساند، از قانون پیروی کند و اخلاقی باشد. (خودداری از کلاهبرداری و فریبکاری/بازی جوانمردانه و قانونی و …)
ادوارد فریماه80
دیدگاه آگاهی اجتماعی مسئولیت اجتماعی – اخلاقی
کسب و کار باید در مقابل زیانهای بالقوه فعالیتهایش بر روی گروه های مختلف ذی نفع هوشیار باشد
ریچارد کارول81
دیدگاه خدمات اجتماعی مسئولیت اجتماعی – بشردوستانه
کسب و کار باید از منافع گسترده اش برای خدمت به جامعه استفاده کند.

2-3-3 ابعاد مسئولیت اجتماعی
1- مسئولیت اقتصادی82:
نخستین بعد مسئولیت سازمانها، بعد اقتصادی است که در آن فعالیتها و اقدامات اقتصادی مدنظر قرار می گیرد. به عبارت دیگر، مسئولیت اولیه هر بنگاه اقتصادی کسب سود است. در حقیقت اهداف اولیه سازمانی در این بعد مورد توجه قرار می گیرد.
2- مسئولیت قانونی83:
دومین بعد مسئولیت سازمانها، بعد قانونی (حقوقی) است و سازمانها ملزم می شوند که در چارچوب قانون و مقررات عمومی عمل کنند. جامعه این قوانین را تعیین می کند و کلیه شهروندان و سازمانها، موظف هستند به این مقررات به عنوان یک ارزش اجتماعی احترام بگذارند. بعد قانونی مسئولیت اجتماعی را “التزام اجتماعی” نیز می گویند.
3-مسئولیت اجتماعی84:
سومین بعد مسئولیت سازمانها، بعد اجتماعی است که مجموعه وظایف و تعهداتی است که سازمان باید در جهت حفظ و کمک به جامعه با نگرش همه جانبه و رعایت حفظ وحدت و مصالح عمومی کشور، انجام دهد.
4- مسئولیت اخلاقی85:
چهارمین بعد مسئولیت سازمانها، بعد اخلاقی است. از سازمانها انتظار می رود که همچون سایر اعضای جامعه به ارزشها، هنجارها و اعتقادات و باورهای مردم احترام گذاشته و شئونات اخلاقی را در کارها و فعالیتهای خود مورد توجه قرار دهند. بعد اخلاقی مسئولیت اجتماعی را “پاسخگویی اجتماعی” گویند. (استادان دانشگاه مدیریت دانشگاه لتبریج،2000)
2-3-4 ایجاد ارزش از طریق مسئولیت اجتماعی86:
فضای سازمانها به سرعت در حال تغییر بوده و سازمانها بر اثر روندهای جاری به سوی نشانهای تجاری جهانی پیش رفته و سازمانهای چند ملیتی با زنجیره های تامین جهانی نیز بدان شدت می بخشند. بسیاری از سازمانها به نحو فزاینده ای از ارزش مستقیم اقتصادی مسئولیت اجتماعی آگاهی یافته و با ادغام آن به منزله سرمایه گذاری راهبردی با راهبرد اصلی کسب و کار و فعالیتهای مدیریتی خود، می توانند تاثیر مثبتی بر جامعه و محیط خود داشته باشند و در ضمن، شهرت و اعتبار خود را نیز تقویت کنند. با پیروی از این روش، نه تنها برای امروز خود سود تولید می کنند، بلکه موقعیت آینده خود را نیز تثبیت می نمایند (گروه کارشناسان ایران، 1386).
براساس مطالعات و تعاریف مرکز ابتکارات اجتماعی و توسعه روستایی آدیتیا بیرلا هند87 مسئولیت اجتماعی اصولی را ایجاد می نماید که موجب سیستم ارزشی می گردد وعبارتند از:
* “عامل خوب احساس”88 در مورد شرکت، که عاملی است جهت دلبستگی کارکنان تخصصی به سازمان
* شناسایی ترجیحات مصرف کننده برای شرکتها بوسیله وجدان اجتماعی.
* افزایش انتظار سهامدارانی که شرکتهای آنان برای برآوردن نیازهایی از جامعه حساس و ضروری می باشد.
* پروژه های اجتماعی ابزاری هستند که بوسیله آنها شرکت ارزشهایی را که بر اساس آن در سطح وسیعی در جامعه قرار می گیرد، تسهیم می کند (آدیتیابیرلا، 2002)
بر اساس پیمایش و مطالعاتی که در بیش از 200 شرکت بزرگ اروپایی در سال2007، توسط گروه آر.اس.ام89 در دانشگاه اراسماس90 صورت گرفت، ضمن بررسی اثراتی که مسئولیت اجتماعی بر بهبود عملکرد سازمانها دارد، 10 مورد را که مسئولیت اجتماعی بر آنها تاثیر گذار بوده، شناسایی و تاثیراتی را که هر کدام از آنها بر امور کاری و تجاری سازمان می گذارد، جمع آوری نمودندکه براساس مقیاس لیکرت از 1(کمترین اثر) تا 5 (بیشترین اثر) میانگین هر یک از موارد در زیر مشخص شده است و در این میان جلوگیری از فساد بیشترین و کاهش فقر کمترین اثر را در سازمان در راستای ایفای نقش مسئولیت اجتماعی داشتند:
1) جلوگیری از فساد اداری (6/4)
2) شفافیت در فعالیتهای تجاری(5/4)
3) ایمنی و سلامتی (5/4)
4) تغییرات جوی (3/4)
5) حقوق کارمندان (3/4)
6) زیست بومی (3/4)
7) تساوی درآمدودستمزدهای مناسب و عادلانه (9/3)
8) تجارت و تولید مناسب و مطلوب (9/3)
9) تعیلم و تربیت (5/3)
10) کاهش فقر (0/3)
از طرفی این گروه تحقیقاتی، عوامل مهم مرتبط و وابسته به مسئولیت اجتماعی را به صورت زیر در نظر گرفتندکه از مقیاس (1) کمترین اهمیت تا (5) بیشترین اهمیت، اندازه گیری گردیده و میانگین هر یک در زیر نمایش داده شده است :
* اعتبار و شهرت مدیریت (3/4)
* جاذبه و کشش کارکنان(2/4)
* رقابت(1/4)
* ارتباطات سرمایه گذار(0/4)
* مسئولیتهای حقوقی/مطالبات قانونی(8/3)
* بهره وری هزینه(8/3)
* کیفیت(8/3)
که بر اساس نتایج حاصله بیشترین اثر و اهمیت را “اعتبار و شهرت مدیریت” برعهده دارد و سطوح دیگر نیز از اهمیت نسبتا بالایی برخوردارند. در کنفرانس بوآرد به پاره ای از مزایای مستقیم ناشی از مسئولیت اجتماعی برای سازمان شامل موارد زیر اشاره شده است:
* افزایش ارزش تجاری، نشان تجاری
* دسترسی بیشتر به منابع مالی
* نیروی کار سالم تر و ایمن تر
* مدیریت ریسک و نظارت مؤثرتر بر امور سازمان
* کارکنان مشتاق
* وفاداری مشتری
* ارتقای اعتماد و اطمینان طرفهای ذینفع
* تقویت وجهه عمومی
شکل زیر ارزش های ایجاد شده از طریق اجرای مسئولیت اجتماعی در سازمانها بصورت کاهش
هزینه ها و افزایش درآمدها را نمایش می دهد (چاوش باشی، 1387)

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه درباره قانون مجازات اسلامی، ارتکاب جرم، آیین دادرسی

شکل 2-2 ارزشها ی ایجاد شده از طریق مسئولیت اجتماعی

همانطوریکه در شکل فوق نشان داده شده است تدوین استراتژی و خط مشی سازمانها از طریق رعایت و بکارگیری اصول مسئولیت اجتماعی نتایج و اثرات مفیدی برای سازمانها و شرکتها خواهد داشت از جمله:
1. کاهش شکایات
2. کاهش ریسک های عملیاتی
3. شهرت و اعتبار تجاری
4. کارایی- عملکردی
5. نوآوری
6. دستیابی به بازارهای موجود و جدید
7. دستیابی به دانش و مهارتها
8. دستیابی به منابع عمده و کلیدی
بر اساس تحقیقات و پیمایشی که در سال 2002 در صنعت هند صورت گرفته، نشان می دهد مسئولیت اجتماعی اثر مثبتی بر تجارت وفعالیت سازمانها دارد، بطوریکه موجب تنظیم مقررات چارچوب کاری، اثر بخشی سیستمهای قضاوتی، اثربخشی اصول حسابداری واستانداردهای گزارش دهی حسابرسی و کاهش فساد تجاری و کاری خواهد شد.
از طرفی تعیین کنندگان استراتژی مسئولیت اجتماعی

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید