مرحوم دهخدا در توضیح لغت تشریح از منابع مختلف استفاده‏ نموده که این مناسبت را تأکید می‏کنند. بیان کردن حقایق و اشکال‏ اعضای درونی و برونی و شمار استخوان‏ها و بیان محل و پیوند هر عضو و بیان رگ‏ها و عصب‏ها به نقل از غیاث اللغات،اطلاق علم تشریح به‏ بیان کردن حقیقت اعضای بدن انسان به نقل از آنندراج، علمی که در آن از آلات و ادوات بدن حیوانی بحث می‏کند از منبع ناظم الاطباء، مؤید چنان برداشتی است. مخصوصا تقسیم ‏بندی که به نقل از کتاب‏ تشریح میرزا علی بیان می‏کند مفهوم گسترده تشریح را می‏رساند: «بازشناختن اعضاء و جوارح کالبد انسان یا حیوان را از راه شکافتن بدن، تشریح یا کالبدشکافی گویند و این دانش، پایه دانش پزشکی جدید را تشکیل می‏دهد.تشریح از دوران باستانی در میان اقوام ایرانی و هندی و مصری متداول بود و جای جای بر اثر نفوذ مذهبی شدت‏ و ضعف داشته است.امروز در مراکز پزشکی موضوع تشریح به چند قسمت تقسیم می‏شود. اگر در بیمارستان و برای تشخیص بیماری‏ مریض، پس از مرگ کالبد بشکافند تشریح مرضی نامند و اگر متعلق‏ به دانستن کلیه اعضاء و نسج‏ها و عناصر اولیه بدن باشد، آن را تشریح‏ عمومی گویند و اگر برای شناختن جزءجزء اعضاء و اسامی و اشکال‏ آن‏ها و روابطی که باهم دارند و بالاخره ترتیب نسج و ظاهر و باطن‏ و خصوصیات آن‏ها باشد آن را تشریح تفصیلی خوانند» در بیانی‏ دیگر «تشریح در اصطلاح عبارت است از تجزیه و تفکیک اعضا و اندام های جسد انسان یا حیوان برای بازشناسی پزشکی آن اعضا و جوارح یا کشف و دست‏یابی به راز آسیب و جنایتی که بر آن وارد آمده است که‏ در فارسی از آن به کالبدشکافی تعبیر می‏شود.»
بند دوم: اهداف کالبدشکافی
در گذشته مراجعات به پزشکی قانونی منحصر به امور قضایی‏ نبوده و شامل تشکیلات اجتماعی و امور نظام پزشکی نیز می‏گردید. پزشکی قانونی اطلاعات پزشکی و زیست ‏شناسی خود را درباره اجرای‏ قوانین کیفری و مدنی و اجتماعی به کار می‏برد. وظایف قضایی پزشکی‏ قانونی عبارتند از انجام ارجاعات قضات دادگستری، بازپرسان و افسران‏ پلیس و سایر ضابطین دادگستری مانند کارشناسی‏ های پزشکی‏ قانونی، بازدید جسد، کالبدگشایی و غیره که منظور از آن‏ها آسان‏ کردن عمل قضاوت برای قضات می‏باشد25. یک پزشک عادی و یک‏ پزشک قانونی مطابق یک نقشه واحد کار نمی‏کنند اوّلی شاهد درد و رنج و ناراحتی‏های مردم است که محتاج به کمک او می‏باشد، دومی‏ در دفاع از جامعه در مقابل جنایت شرکت دارد. او در حوادث خونین و ماجراها احساسات نامطلوب افراد جامعه را تجزیه و تحلیل می‏کند،همان‏طور که پزشک منتظر سیر تکاملی آثار بیماری برای تشخیص صحیح می- شود.پزشک قانونی تنها فردی است که باید اشکالات حاصل از برخورد با آثار مختلف در اجساد را حل کند.
البته نظر به اهمیت نتایج اقدامات پزشکی قانونی از ابتدا اطلاعات‏ مقامات پلیس و قضایی از وضعیت صحنه جرم بایستی به محض حضور پزشک قانونی در اختیار او قرار داده شود. چرا که پزشکی که در صحنه جرم حاضر و معاینات مقدماتی را انجام می‏دهد؛ چه پزشک‏ قانونی باشد و چه به دلیل نبود پزشک قانونی و یا تعدد صحنه‏ های‏ همزمان جنایی،پزشک قانونی نبوده و دارای تخصص دیگری باشد. این اطلاعات که در صحنه جرم ثبت می‏شود وی را در تجزیه و تحلیل‏ نتایج حاصل از کالبدشکافی یاری می‏کند.
هدف کالبدشکافی در پزشکی قانونی تعیین علت و چگونگی مرگ‏ برای گزارش به مقامات دادگستری است بدین علت لازم است نتیجه‏ کالبدشکافی واضح و کامل و گویا باشد و پزشکی که این عمل را انجام‏ می‏دهد فقط باید حقیقت آنچه را که می‏بیند و درک می‏کند گزارش‏ نماید. نه اینکه علتی به حدس برای مرگ پیدا نماید چه در غالب‏ اوقات ممکن است نتیجه کالبدشکافی منفی بوده یا علایم و آثار عادی‏ و بی ‏ارزشی روی جسد پیدا شود. در این صورت لازم است جریان‏ کالبدشکافی را عینا گزارش داده و آزمایش‏های لازم از نظر سم ‏شناسی‏ و غیره را برای روشن شدن علت مرگ توصیه نماید.
جنازه ‏ای که توسط پزشک، تشریح می‏شود و مورد معاینه قرار می‏گیرد، می‏تواند شاهد گویایی از وقوع یک جرم یا حدوث یک واقعه‏ باشد. در بسیاری از موارد در جسد علایمی دیده می‏شود که به منزله‏ زبان گویایی از شرح واقعه و نحوه حدوث مرگ است،تشخیص علت‏ مرگ،تعیین هویت، سن، جنس، نژاد، زمان مرگ و صدور جواز دفن از وظایف عمده پزشکی قانونی است.

بند سوم: شیوه‏ های کالبدشکافی
شیوه کالبدگشایی و تشریح براساس وضعیت جسد، مکان کشف، نوع اقداماتی که قبل از انتقال به پزشکی قانونی یا حضور پزشک‏قانونی در صحنه و معاینه جسد صورت گرفته و نحوه دستور قضایی و اطلاعاتی که مقامات قضایی درخواست می‏نمایند متفاوت خواهد بود26. در مجموع ابتدا باید خصوصیات کلّی جسد، از قبیل سن، جنس، قد، حالت جسد از نظر بو، رنگ، وجود حشرات، تغییرات پوست قید، سپس‏ معاینه جسد با نظم و ترتیب خاص و ثابت شروع و تمام آثار موجود ظاهری در کلیه اندام‏ها، ،سر، صورت، پشت و روی بدن و نیز علائم و آثار مربوط به شکستگی توصیف و پس از آن به ترتیبی که مقرر است‏ مبادرت به کالبدگشایی و بررسی جراحات موجود ظاهری و باطنی و معاینات مربوطه نموده و نهایتا در صورت ضرورت و نیاز به معاینات‏ سم‏ شناسی و آسیب ‏شناسی، احشای مورد نیاز برداشته و نگهداری می شوند. البته در برخی از مرگ‏های مشکوک علیرغم کالبدگشایی‏ کامل و استفاده از آزمایش‏های آسیب‏ شناسی و سم ‏شناسی و بهره گیری از توضیحات بستگان، پرونده بالینی و کیفری،باز هم تعیین‏ علت مرگ مقدور نمی‏شود. این‏گونه موارد را اصطلاحا کالبدگشایی‏ سفید می‏نامند27. این عبارت ممکن است کنایه از سفید و خالی ماندن‏ قسمت مربوط به درج علت فوت جسد باشد .
رعایت نظم و ترتیب در کالبدگشایی از اهمیت بالایی برخوردار است اگر پزشک قانونی نعش را طبقه به طبقه کالبدگشایی ننموده و دقت کافی ننماید خیلی از علایم از نظرش دور و جنایت مکتوم خواهد ماند .
بند چهارم: آناتومی و اتوپسی
به‏ طور کلی تشریح جسد دو هدف عمده دارد؛ کالبدشکافی جسد با دیدگاه علم آناتومی(کالبدشکافی صرف)که در آن بدن انسان و ارتباط بین اجزای آن مورد بررسی قرار می‏گیرد که این هدف صرفا علمی و آموزشی است‏. هدف دیگر کالبدشکافی، «اتوپسی» برای‏ کشف علت مرگ می‏باشد که عمدتا جنبه پزشکی قانونی دارد. البته‏ علم آناتومی صرفا برای بررسی ارتباط بین اجزاء نیست بلکه شامل ثبت‏ اطلاعات، اندازه‏گیری‏ها، تحلیل آماری و مدلسازی ریاضی این واقعیت‏ نیز می‏باشد. با این بیان کالبدشکافی در پزشکی قانونی‏ بیشتر روشن می‏گردد،زیرا ثبت دقیق اطلاعات و آثار علایم موجود در اجساد،تجزیه و تحلیل آنها از وظایف اصلی پزشکان قانونی در بررسی‏ و معاینه اجساد می‏باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه با موضوع مبلمان شهری، فضاهای شهری، مرور زمان

گفتار پنجم: معاینه
بند اول: مفهوم معاینه
معاینه در لغت یعنی چیزی را رویاروی دیدن، به چشم دیدن و معاینه کردن یعنی با دقت به بررسی چیزی پرداختن و در طبابت بررسی و دقت کردن طبیب در وضع بیمار برای تشخیص دادن بیماری او28. از منظر پزشکی قانونی جسد در ابتدا معاینه ظاهری است که عبارت از توصیف خصوصیات ظاهری جسد و توجه به ویژگی های محیط پیرامون آن می باشد که حسب مورد در محل فوت یا در تالار تشریح انجام می گیرد. و پس از معاینه ظاهری باید جسد را کالبد شکافی کرد.
بند دوم: کارکرد حقوقی معاینه پزشکی
در قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری قانونگذار تعریف از معاینه به عمل نیاورده است، بلکه طی مبحثی با عنوان معاینه محل و تحقیقات محلی به افرادی که باید در معاینه حاضر شوند زمان معاینه و برخی روش های آن پرداخته است. در اصطلاح حقوقی معاینه محل بازدید مراجع قضایی و اداری از محل وقوع جرم یا مورد دعوی و اختلاف یا موضوع حق می باشد. معاینه محل در اجرای مقررات ثبتی هم پیش می آید و اختصاص به دعاوی مدنی و کیفری ندارد29. با هر دو مفهوم لغوی و اصطلاحی معاینه ضرورت حضور شخص معاینه کننده در محل معاینه و اظهار نظر مستقیم و بلاواسطه به وضوح قابل استنباط می باشد.
به طور کلی بررسی روند تاریخی قوانین مربوط در بحث معاینه اجساد نشانگر نتایج زیر است:
1) معاینه اجساد امری تخصصی است.
2) معاینه اجساد باید توسط پزشکان مورد اعتماد مقامات قضایی به عمل آید.
3) تعیین پزشکان معاینه کننده با مقامات قضایی است.
4) پزشکان موظف به معاینه اجساد، کارشناس محسوب می شوند.
5) معاینه اجساد توسط پزشکان فقط با دستور مقامات قضایی ذی صلاح ممکن است.
6) در صورت حضور پزشکان قانونی ابتدا نظر آنان باید اخذ شود، مگر در امر اجرایی متخصص نباشند.
بند سوم: شرایط پزشکان قانونی معاینه کننده اجساد
در ماده 88 قانون فوق الذکر مورد اعتماد قاضی بودن، امکان حضور در محل اعلامی، و داشتن تخصص در امر ارجاعی از جمله شرایط دعوت از پزشکان قانونی ذکر شده است. این ماده مقرر می دارد برای معاینه اجساد و جراحت ها و آثار و علایم ضرب و صدمه های جسمی و آسیب های روانی و سایر معاینه ها و آزمایش پزشکی؛ قاضی از پزشکی معتمد دعوت می نماید و اگر پزشک قانونی نتواند حضور یابد و یا در جایی که پزشک قانونی نباشد پزشک معتمد دیگری دعوت می شود.
الف: معتمد قضایی بودن
اعتماد در لغت به مفهوم تکیه کردن به کسی، واگذاشتن کار به کسی، سپردن چیزی را به کسی از روی صداقت و راستی، اتکا کردن به کسی در حاجتی، و نیز وثوق و اطمینان امده است30. بنابراین با توجه به معنای لغوی کلمه، روشن است که پزشکی که از طرف مقام قضایی برای معاینه جسد دعوت می شود می بایست مورد اعتماد و وثوق وی باشد. البته دقت در معنای اعتماد حاکی از نوع واگذاری اختیار انجام وظیفه از طرف واگذارنده می باشد. بطور کلی بر اساس مواد 78 و 83 قانون فوق الذکر، پزشک و کلیه افرادی که به عنوان خبره برای اعلام نظر دعوت می شوند باید مورد وثوق قاضی باشند.
ب: امکان حضور پزشک قانونی در محل
عدم حضور یا ناتوانی پزشکی قانونی از حضور برای معاینه اجساد در محلی که قاضی تعیین و یا به آن محل دعوت می نماید دلایل مختلفی می تواند داشته باشد که در ماموریت و یا مرخصی اداری بودن پزشک قانونی، حوادث غیر مترقبه، تعدد صحنه های جنایی و هم زمانی آنها و ضرورت حضور با توجه به دستور قبلی مقام قضایی در صحنه دیگر از جمله این موارد است.
ج: متخصص بودن پزشک قانونی در امر ارجاعی
تخصص یافتن عبارت از کاردان و ماهر شدن در کاری یا دانش و یا هنری است و متخصص شخصی است که در شغلی یا فنی کاردانی به کمال دارد31. اثر انگشت، صدای ضبط شده بر روی یک نوار، یا لوح فشرده، تصاویر ضبط شده بر روی دوربین های مدار بسته اماکن و محل های تحت نظارت، نتایج تست های DNA همگی اماراتی هستند که در پرتو پیشرفت علم در سال های اخیر، افق های نوینی از کشف علمی جرایم را به روی بشر گشوده اند. استفاده از برخی از این روشها نیازمند دارا بودن دانش تخصصی رشته مربوط است که اصولا قاضی فاقد آن می باشد32.
چنانکه پزشک دعوت شده تخصص لازم را نداشته باشد یا خود چنین نظر دهد که پزشک متخصص دیگری هم نظر دهد قاضی می تواند به سایر پزشکان، حتی پزشک معالج متوفی رجوع و نظر آنان را با دعوت به محل معاینه اخذ نماید33. به طور کلی کاری که از پزشکان خواسته می شود نباید از حدود اطلاعات و معلومات آنها خارج باشد. در چنین مواقعی پزشک باید جهات نامساعد کار خود را اعم از فنی و علمی و فکری ذکر کند.
مبحث دوم: وظایف حقوقی پزشکی قانونی
گفتار اول: وظایف پزشکان قانونی
بند اول: حضور در صحنه فوت:
در ماده 90 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری آمده است: «قاضی تا زمان حضور پزشک اقدامات لازم را برای حفظ جسد، کشف هویت متوفی و چگونگی فوت و

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید